سلام

پیش‌نوشت؛ بیشتر از یک ماه است اینجا چیزی ننوشته‌ام و دلم برای نوشتن در وبلاگم تنگ شده. تصمیم گرفتم چیزهایی را که در این مدت تجربه کرده‌ام، حتی به غلط! بنویسم. هم حس نوشتنم اغنا می‌شود و هم شروعی بشود برای دوباره نوشتن.

 

* شما انتخاب می‌کنید ذهنتان درگیر چه مسائلی باشد؛ ساعت یازده و نیم هرشب باید آماری را برای همکاری بفرستم و از این موضوع طفره می‌رفتم. فکر و احساس می‌کردم بیش از اندازه وقت و ذهنم را برای کار اختصاص داده‌ام و این موجب خشم و پریشانیم می‌شد اما حالا با گذشت بیش از یک ماه از این موضوع فهمیده‌ام لازم نیست در طول روز و در ساعتهای استراحت، به آن یازده و نیم و آمار فکر کرد! می‌شود کارهای خودمان را انجام دهیم و صرفا آن کارِ تکلیف شده فقط برای همان دقایق یا همان ساعت باشد.

*از شاهین کلانتری می‌خواندم برای اینکه حس ناخوش قبل از خوابتان را خوش کنید، کارهایی را که در سرتان می‌لولند انجام دهید. این کار را انجام دادم ولو یک مسواک زدن باشد، یا مرتب کردن کیف یا نوشتن کارها و پیگیریهای فردا. اینها آدم را به خودش امیدوار می‌کند.

*از حسادت به دیگران نترسید و خود را سرزنش نکنید. وقتی او توانسته به آنچه که شما دوست دارید برسد، البته بعید نیست شما هم به آن برسید.

*از صبحانه خوردن نهایت لذت را ببرید.

*انیمیشن Inside Out به ما نشان می‌دهد با غم هم می‌شود دوست شد، نباید سرکوبش کرد. گاهی او حرفهایی به ما می‌گوید که شادی با تمام شادمانه بودنش نمی‌تواند ما را آرام کند و البته که شادی چه تلاشی می‌کند تا ما را شاد کند و بیشتر وقتها نسبت به این زحمت او کم‌ لطفیم.

*بعضی کارها را می‌شود به دیگری سپرد. بر خلاف باور ما، آنها با کمی راهنمایی به خوبی از پس آن کار بر می‌آیند. از این درخواست کمک نترسیم.

*برای اینکه باقی روز احساس آرامش داشته باشید، دعوایتان را همان موقع ختم به خیر کنید.

*بعضی وقتها نمی‌دانیم مسئله‌ای که پیش می آید، یک ساعت بعد حل خواهد شد یا یک روز بعد یا یک هفته بعد. بعد از حل آنها می‌فهمیم استیصال و نگرانی بابت آنها بیهوده بوده.

*اگر تماس تلفنی کاری دارید، همان موقع تماس بگیرید. تاخیر وزن آن را زیاد خواهد کرد و انجام آن را دشوارتر. (همین نوشتن باعث شد الان چند تماس کاری بگیرم.)

*از اینکه در یک موقعیت مشابه با گذشته، احساس و رفتار بهتر و متفاوتی داشته‌اید، خوشحال باشید، شما دارید بزرگ می‌شوید.

*آدمها به احترام نیاز دارند، به این که در قبال درخواستی که از آنها می‌شود، احساس نکنند به جبر است که باید بپذیرند. جبر، احتمال نه شنیدن شما را زیاد خواهد کرد.

*سهم خودتان را از زمان بردارید، اگر در یک جمع هستید و نیاز به پیاده‌روی دارید، آن جمع را ترک کنید و به پیاده‌روی‌تان برسید.

*هنگام خرج کردن برای خودتان آگاه باشید، ببینید وقتی نوبت به خودتان می‌شود، چیزهای ارزان و کم‌کیفیت می‌خرید یا وسایل باکیفیت؟ حال خودتان در هنگام خرج کردن برای خودتان چطور است؟ این، اهمیت و نگاهِ آدم را به خودش نشان می‌دهد.

*خیلی از مسائل را لازم نیست به تنهایی حل کرد. این باور ماست که تلقی می‌کردیم خود به تنهایی باید از پس آن مسئله بربیاییم و همین فکر باعث می‌شود به ذهنمان خطور نکند که می‌شود از دیگری کمک گرفت و همین تنش زیادی را به آدم وارد می‌کند.دوستی می‌گفت کمک خواستن از دیگران و سپردن مسئولیت به آنها از عزت نفس و احترام به خود نشات می‌گیرد.

*شکر گزار باشید، حتی برای یک صبحانه ساده، یک چای که حال شما را بهتر کرده.

*اگر خواسته‎‌ای دارید، آن را به زبان بیاورید و به نرمی آن را بیان کنید. احتمال اینکه به آن خواسته برسید، خیلی زیاد است. اگر هم جواب نه شنیدید، مدت زمان ناراحتی‌تان کمتر است.