تازه ترین نوشته های من

طاقت ایام هست.

آبان ۳۰ام, ۱۳۹۹|بدون دیگاه

آدم گاهی با شنیدن یک خبر ناخوشایند، با تجربه کردن یک درد جسمی و روحی فکر می‌کند اگر بخزد توی خودش، آن خبر آن درد برایش هضم می‌شود و می‌شود تحملش کرد اما این خبر، [...]

کتاب از عالم بالا تو را صدا می‌زنند

آبان ۲۳ام, ۱۳۹۹|2 ديدگاه

وقتی کتاب انسان خردمند یووال نوح هراری را خواندم، تمام باورهای مرا در مورد خدا و معنویت به یکباره فرو ریخت و تا مدتها زیر آوار کلمه‌های این کتاب ماندم و نمی‌توانستم بلند شوم. کلماتش، [...]

توضیح بدهیم یا ندهیم؟

آبان ۲۲ام, ۱۳۹۹|بدون دیگاه

بعضی وقتها در صحبت بین همکاران، دوستان موضوعها و بحثهایی پیش می‌آید که نظر متفاوتی داریم و حتی لازم است از خودمان دفاع کنیم. من فکر می‌کنم این توضیح دادن می‌تواند به احوالات ما نیز [...]

داستان یک مرد

آبان ۱۹ام, ۱۳۹۹|بدون دیگاه

مرد سالخورده هفتاد ساله‌ای بود. داد و بیداد می‌کرد که مسئول رادیولوژی کجاست و چرا کار مرا سریعتر انجام نمی‌دهید. در بخش نبودم، کار ضروری دیگری داشتم و حدود ده دقیقه‌ای معطل شده بود. خودم [...]

ترافیک ننوشتن

آبان ۱۶ام, ۱۳۹۹|بدون دیگاه

این هفته هر روز که پیش می‌رفتم بیشتر به اهمیت نوشتن پی می‌بردم؛ نوشتن ذهن پرترافیک آدم را خلوت می‌کند و هرج و مرج را می‌رهاند. اصلا فکرمی‌کنم شلوغی ذهن انسان به خاطر ننوشتن است، [...]

اثر شفافِ نوشتن

آبان ۱۵ام, ۱۳۹۹|بدون دیگاه

تقریبا نیمی از روز گذشته بود و داشتم فکرمی‌کردم چه کارکنم تا از این بی‌رمقی و بی‌حالی و کسالتی که دارم بیرون بیایم و کاری انجام دهم؟ با وجود این احوالات، فکر کردم در دفترم [...]

زندگی در کتاب

آبان ۱۳ام, ۱۳۹۹|بدون دیگاه

دوستی توضیح می‌داد این همه کتاب خواندن وقتی به عمل نیاید چه فایده‌ای دارد؟! فکرکردم حرفش غیر منطقی است، خود کتاب خواندن آگاهی و نوعی عمل است. اما او از انباشت دانش و به کار [...]

تجربه ما و تجربه دیگران

آبان ۹ام, ۱۳۹۹|بدون دیگاه

بعضی‌وقتها وقتی می‌خواهیم کار جدیدی را انجام دهیم و نظر دیگری را می‌پرسیم و می‌شنویم، با همان حرفها و تجربه‌های دیگری پیش می‌رویم و باورشان می‌کنیم، بدون آنکه در عمل خودمان آن کار جدید را [...]

بارگذاری مطالب بیشتر