تازه ترین نوشته های من
طاقت ایام هست.
آدم گاهی با شنیدن یک خبر ناخوشایند، با تجربه کردن یک درد جسمی و روحی فکر میکند اگر بخزد توی خودش، آن خبر آن درد برایش هضم میشود و میشود تحملش کرد اما این خبر، [...]
در ستایش قدرت
[…]
کتاب از عالم بالا تو را صدا میزنند
وقتی کتاب انسان خردمند یووال نوح هراری را خواندم، تمام باورهای مرا در مورد خدا و معنویت به یکباره فرو ریخت و تا مدتها زیر آوار کلمههای این کتاب ماندم و نمیتوانستم بلند شوم. کلماتش، [...]
توضیح بدهیم یا ندهیم؟
بعضی وقتها در صحبت بین همکاران، دوستان موضوعها و بحثهایی پیش میآید که نظر متفاوتی داریم و حتی لازم است از خودمان دفاع کنیم. من فکر میکنم این توضیح دادن میتواند به احوالات ما نیز [...]
داستان یک مرد
مرد سالخورده هفتاد سالهای بود. داد و بیداد میکرد که مسئول رادیولوژی کجاست و چرا کار مرا سریعتر انجام نمیدهید. در بخش نبودم، کار ضروری دیگری داشتم و حدود ده دقیقهای معطل شده بود. خودم [...]
ترافیک ننوشتن
این هفته هر روز که پیش میرفتم بیشتر به اهمیت نوشتن پی میبردم؛ نوشتن ذهن پرترافیک آدم را خلوت میکند و هرج و مرج را میرهاند. اصلا فکرمیکنم شلوغی ذهن انسان به خاطر ننوشتن است، [...]
اثر شفافِ نوشتن
تقریبا نیمی از روز گذشته بود و داشتم فکرمیکردم چه کارکنم تا از این بیرمقی و بیحالی و کسالتی که دارم بیرون بیایم و کاری انجام دهم؟ با وجود این احوالات، فکر کردم در دفترم [...]
زندگی در کتاب
دوستی توضیح میداد این همه کتاب خواندن وقتی به عمل نیاید چه فایدهای دارد؟! فکرکردم حرفش غیر منطقی است، خود کتاب خواندن آگاهی و نوعی عمل است. اما او از انباشت دانش و به کار [...]
تجربه ما و تجربه دیگران
بعضیوقتها وقتی میخواهیم کار جدیدی را انجام دهیم و نظر دیگری را میپرسیم و میشنویم، با همان حرفها و تجربههای دیگری پیش میرویم و باورشان میکنیم، بدون آنکه در عمل خودمان آن کار جدید را [...]







